X
تبلیغات
حسن عموزاده سماکوش

حسن عموزاده سماکوش

پیوند و دوستی

«ما همه رهین منت شما هستیم و اگر لایق باشیم خدمتگزار شما»

حضرت امام خمینی(ره)

امیدوارم که خداوند متعال توفیق دهد تا با تمام وجود در خدمت همشهریان عزیز باشیم. 

   ارادتمند همه بزرگواران، حسن عموزاده سماکوش

"دانشجوی دوره دکتری علوم تربیتی"

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 16:43  توسط دوستداران بندپی  | 

گفت‌وگوی مشروح فارس با کمیل نظافتی

 

خبرگزاری فارس ـ سمیه نبی: روزهای سرد زمستان سپری می‌شد، اهالی شهر دنبال برنامه‌های شب عید بودند. اما در همین نزدیکی‌ها مَردی از تبار حیدر دغدغه دیگری داشت. او می‌خواست در شب عید لبخند را به یک کودک هدیه کند چرا که می‌دانست «الخلق عیال الله». این مرد حتی می‌داند برای لبخند یک کودک باید بهای سنگینی بدهد، از سختی‌های جسمی گرفته تا شنیدن کنایه‌های مردم.

در محله به او می‌گویند 40 کیلویی، اما به قول بچه‌های محله همین 40 کیلویی با این کارش آنها را ضربه فنی کرده است.

نامش «کمیل نظافتی» است؛ بزرگ شده آمل است و در بابل درس طلبگی می‌خواند. این بزرگمرد کلیه خود را به یک کودک هشت ساله اهدا کرد و از آنجایی که خانواده شخص پذیرنده، وضعیت مالی خوبی نداشتند، ماشین خود را هم برای تأمین هزینه عمل پیوند فروخت!

عمل پیوند 26 بهمن ماه سال گذشته در بیمارستان شهید بهشتی شهرستان بابل انجام شد. با این طلبه ایثارگر گفت‌وگو کردیم و از شرایط جسمی و روحی و برخورد دیگران پرسیدیم و پاسخ‌های جالبی شنیدیم.

* جایی خواندم که در عالم طلبگی به بیماران سر می‌زدید، چه انگیزه‌ای در سر داشتید؟

از آنجایی که ما طلبه‌ایم و جامعه ما را مروج دین می‌داند باید خودمان را با ائمه معصومین(ع) وفق دهیم. همانطور که پیامبر و ائمه طاهرین در متن اجتماع بودند، مشکلات مردم را حل و فصل کرده و پیگیر امورات مردم بودند تقریباً 10 سالی می‌شود که شب‌های جمعه سعی کرده‌ام این بخش از فرمایش ائمه علیهم‌السلام را سرلوحه خودم قرار دهم و در اجتماع باشم.

شب‌های جمعه را به این اختصاص داده‌ام که به امورات درمانی بیمارانی که در بیمارستان‌ها بستری هستند رسیدگی کنم و کاری را که از دستم بر می‌آید انجام دهم مثلا اگر کسی همراه نداشت او را همراهی کنم، بعضی‌ها مشکل مالی دارند و از آنجا که بنده ملبس به لباس روحانیت هستم مسئولین بیمارستان با درخواست بنده، این بیماران را بیشتر همراهی کنند یا اینکه بعضی از افراد مشکل روحی دارند و با صحبت کردن و دلداری دادن، آنها روحیه می‌گیرند و مردم اجتماع نیز به این نیاز ندارند که از ما طلبه‌ها بحث مالی را جویا شوند. بیشتر بحث عاطفی را توقع دارند که ما هم سعی می‌کنیم تا جایی که می‌توانیم هر دو بخش را تامین کنیم؛ اگر بتوانیم در حد وسع مالی‌مان کمک می‌کنیم و اگر هم نشد با مسئولین رایزنی کنیم تا هزینه‌های درمان را کاهش دهیم و در بحث عاطفی نیز به این عزیزان روحیه دهیم.

 * چند سال است که ازدواج کرده‌اید؟ فرزندی هم دارید؟

بنده سال 80 عقد کردم و سال 81 هم ازدواج کردم و اکنون حدود 13 سال است که از زندگی مشترک ما می‌گذرد و یک فرزند دو ساله دارم.

  در حال حاضر در شهر بابل زندگی می‌کنید؟

بله، محل تحصیل بنده بابل و خودم اهل آمل هستم و محل فعالیت تبلیغی‌ام نیز «امیر‌کلا» از توابع هادی‌شهر بابلسر است.

 

* به نظر می‌رسد از ابتدای زندگی مشترکتان، تصمیم بر عیادت بیماران در شب‌های جمعه گرفته‌اید، نظر همسرتان در این خصوص چیست؟

ما در مورد این قضیه با خانواده اتمام حجت کرده‌ایم و همسرم نیز موافقت کرده و بنده به ایشان گفتم که عصر پنجشنبه تا جمعه را در اختیار خودم باشم تا بتوانم امورات مردم را انجام دهم و همسرم نیز از این موضوع استقبال کرد. البته سایر اوقات هفته را همراه با خانواده سپری می‌کنم.

 

اگر از اجتماع غافل باشم از استمرار کار انبیا باز خواهم ماند

* معمولاً افراد، آخر هفته را برای رسیدگی به امور خانواده اختصاص می‌دهند در حالی که شما دقیقاً زمان فراغت آخر هفته را برای مردم قرار داده‌اید؟

الحمد‌لله تمام برنامه‌ریزی زندگی‌ام را دارم؛ حداقل هفته‌ای دو تا سه مرتبه را همراه با خانواده به بیرون می‌رویم. بالأخره هر کسی به این نیاز دارد که حال و هوایی عوض کند و روحیه‌ای بگیرد و خوشبختانه بنده به این بحث نیز توجه کرده‌ام نه اینکه از آن غافل باشم منتها از اجتماع نیز غافل نیستم چرا که اگر برای خانواده وقت بگذارم و از اجتماع غافل باشم استمرار کار انبیا باز خواهم ماند.

 

* در حال حاضر شما فقط مشغول فرا گرفتن دروس طلبگی هستید یا فعالیت دیگری هم دارید؟

بنده طلبه طرح هجرت، مشغول تحصیل بوده و نماز‌های جماعت ظهر و عصر و مغرب و عشا را نیز به جماعت در یکی از مساجد اقامه می‌کنم. همچنین مباحث تبلیغی را نیز دنبال می‌کنم.

 

* پس با این حساب آیا شهریه‌ای که بابت طلبگی دریافت می‌کنید کفاف زندگی شما را می‌دهد؟

بنده بارها به دوستان و نزدیکان خود گفته‌ام؛ آنهایی که کارمند هستند و حقوق مکفی دارند می‌بینم که آنها در زندگی‌شان عقب افتاده‌اند. همیشه می‌گویند که ما قسط داریم یا قرض‌هایمان بالا گرفته است. من به آنها می‌گویم مبلغی که من دریافت می‌کنم این مقدار است اما آنها باورشان نمی‌شود و به آنها می‌گویم حرف‌هایی که من به شما می‌زنم حقیقت محض است.

 * جسارتاً می‌توانید مبلغ دریافتی‌تان را بگویید؟

اگر بخواهید کل شهریه‌ای که از حوزه علمیه و فعالیت تبلیغی‌ام دریافت می‌کنم بگویم به 480 هزار تومان می‌رسد و حقوق یا شهریه‌ای از جای دیگری نمی‌گیرم.

 بعضی‌ها با رفتن به سفرهای خارجی خوش هستند و برخی دیگر در محله خود

* یعنی این حقوق کفاف تمام هزینه‌های زندگی شما را می‌کند هم می‌توانید خانواده را به تفریح ببرید و هم نیازهای آنها را برآورده کنید؟

ما قبلاً که ماشین داشتیم با ماشین خودمان بیرون می‌رفتیم. بعد از ماجرای آقا سجاد که مجبور شدم ماشینم را بفروشم و هزینه درمانی آقاسجاد را فراهم کنم برنامه‌ریزی‌مان عوض شد. به جای اینکه با ماشین برویم پیاده‌روی‌مان بیشتر شد، به جای اینکه جای دور برویم جاهای نزدیک می‌رویم، یک جوری که بهمان خوش بگذرد.

زمانی انسان‌ها با سفرهای خارجی خوش هستند و زمانی هم در محل خودشان به جایی می روند مهم این است که خوش باشند.

 9 بار با پای پیاده به کربلا رفته‌ام/ تا آخرین لحظه سردار خانی هم متوجه نشد که آن طلبه من هستم

* برای تأمین هزینه‌های عمل پیوند از کسی کمک نخواستید؟ یا کسی شما را یاری نکرد؟

در بحث تأمین هزینه به خیلی از افراد رو زدیم متأسفانه نتوانستیم پولی فراهم کنیم. فقط یکی دو نفر از خیرین مانند آقا جواد قلی‌تبار و حاج‌آقای عیسی‌پور دیگر کسی چون ما خودمان اهل عمل نبودیم کسی به ما لبیک نگفت و کسی کمک مادی به ما نکرد منتهی من با عزیزی تماس گرفتم که در دو سفر کربلا همراه ایشان بودیم.

(یکی از توفیقات بنده این است که هر سال معمولاً بعد از امتحانات ترم در حوالی تیر و مرداد ماه از آمل به سمت کربلا پیاده می‌روم و تاکنون 9 سفر از آمل به سمت کربلا با پای پیاده رفته‌ام.)

سرداری به اسم حاج‌مهدی خانی داریم ایشان دو سفر از سفر کربلا با من همسفر بود من به ایشان گفتم سردار‌جان طلبه‌ای هست که از ما کمک می‌خواهد اگر در توان دارید بخش مالی را حمایت کنید. ایشان فرمود گزینه خوبی است. گفت گروهی الان برای خدمت می‌رسند. با خودم فکر می‌کردم که لابد از مجمع خیرین می‌خواهند بیایند و سجاد را تحت پوشش مالی قرار دهند. ناگهان دیدم فردی به نام آقای حیدری آمد و گفت: من مستند‌ساز هستم و با مجوز آمدند که حرکات ما را تصویر‌برداری کنند.

من به او گفتم آن طلبه خود را گم کرده است شما نمی‌توانید آن طلبه را پیدا کنید چرا که او هنوز خود را پیدا نکرده است. آقای حیدری گفت شما چکار دارید ما می‌خواهیم با آن طلبه ملاقات داشته و صحبت کنیم. شما چرا انقدر پافشاری می‌کنید تا ما آن طلبه را نبینیم؟! من به او گفتم هدف شما چیست؟ آقای حیدری پاسخ داد پیوند میان روحانیت و جامعه، و فرهنگ اهداء عضو و همین یک کلمه کافی بود تا مرا مجاب کنند. بعد به آقای حیدری گفتم آن طلبه بیچاره‌ای که به دنبالش می‌گردید من هستم اما جالب اینجاست که تا آخرین لحظه نیز خود سردار هم متوجه نشد که آن طلبه من هستم یعنی من به کسی اجازه ندادم که شناخته شوم اما بالاخره مستند‌ساز با تمام مجوزهایی که لازم بود آمد و صحنه‌های مختلف را فیلمبرداری کرد و در حال حاضر نیز قرار است مستندی از ماجرای اهداء کلیه بسازد که با «لبخند سجاد» است.

 غیر از افراد درجه یک خانواده، کسی از موضوع پیوند کلیه باخبر نبود

* یعنی در واقع شما علاوه بر اهداء کلیه خود، ماشین‌تان را نیز به خاطر عمل جراحی آقا سجاد فروختید؟ آیا این کار برای شما سخت نبود؟

من یک هدف را دنبال کردم و آن نیز این بود حالا که می‌‌توانم سجاد را نجات دهم به دنبال نجات سجاد باشم و اصلاً این موضوع به ذهنم خطور نکرد. حتی به بحث رسانه‌ای نیز فکر نمی‌کردم که این موضوع روزی رسانه‌ای شود، چرا که ما خیلی در کتمان و آهسته قدم برداشتیم و برای این عمل رفتیم. حتی غیر از پدرم و اقوام درجه یک خانواده، کسی از این موضوع باخبر نبود.

اگر دیگران نیز متوجه این موضوع شدند بر این باور بودند که کلیه من از کار افتاده و من قرار است مورد پیوند قرار بگیرم و از این رو کسی از اصل موضوع باخبر نبود. 

برای اهدای کلیه به سجاد کوچولو ابتدا از همسرم اجازه گرفتم

وقتی برای این موضوع تصمیم گرفتم آمدم منزل با همسرم مشورت کردم و گفتم آیا اجازه می‌دهید و در واقع ایشان باید اجازه نهایی را به من می‌داد. بالاخره شریک زندگی‌ام هم بود و باید یک عمر تحمل می‌کرد و من تبعات این کار را می‌دانستم که ممکن است کلیه‌ام از کار بیفتد، دیالیزی شوم و گرفتاری‌های اینچنینی پیدا کنم و برای خانواده‌ام مشقت به وجود می‌آید به خاطر همین نیز از همسرم مشورت گرفتم و ایشان بدون اینکه لحظه‌ای درنگ داشته باشد گفت اگر اجازه دهید من دوست دارم این کار را انجام دهم!

به همسرم گفتم اگر قلباً شما راضی هستید که این حرکت انجام شود پس مأموریت را به من بسپارید و همسرم تا آخرین مرحله مرا حمایت کرد شاید دیگران وقتی می‌آمدند تا ایشان را مجاب کنند که من از کاری که می‌خواهم انجام دهم انصراف دهم می‌فرمود مسئله نجات جان یک بچه است و خودش بهتر می‌داند چه کاری باید انجام دهد.  

 وقتی سجاد به هوش آمد همسرم می‌گفت فکر کردم که فرزند خودم به هوش آمده است

* خیلی جالب است مسئله اهداء کلیه یک طرف و رضایتمندی و همراهی همسرتان نیز مضاعف بر آن قابل تحسین است؟

افرادی که اینچنینی هستند تربیت اسلامی شده‌اند و بهتر است بگوییم تربیتی انسانی- اسلامی، این طور تربیت شده‌اند که خودشان را با شرایط وفق داده و خود را در آن جایگاه می‌بینند. لحظه‌ای که من و آقاسجاد بعد از عمل جراحی داشتیم به هوش می‌آمدیم همسرم گفت که لحظه‌ای نه گریه کردم و نه شرایطی که دیگران داشتند داشتم؛ بلکه زمانی که آقا سجاد به هوش آمد فکر کردم فرزند خودم است که به هوش می‌آید و از این خوشحال بودم که آقا سجاد دوباره می‌تواند نفس بکشد و دیگر آن درد دیالیز را تحمل نمی‌کند.

دکترم می‌گفت: هفت‌خوان رستم را برای حاج‌آقا گذاشته‌ایم که این عمل را انجام ندهد

 *احساس می‌کنم اینکه شما می‌گویید این عمل را در خفا انجام دادید و نمی‌خواستید کسی از این موضوع مطلع شود اما اکنون رسانه‌ای شده است به دلیل خلوص نیت شما بود. چرا که هرچه انسان خالص‌تر باشد خداوند او را در میان بندگان خود محبوب‌تر می‌کند.

اصلا بحث خلوص نیست، خداوند از ما بگذرد و همه‌اش از محضر خداوند متعال استمداد می‌طلبم مبادا این حرکت موجب غرور شود و منیتی برای من داشته باشد و از این رو اصلا به چشمم نیامد و نخواهد آمد.

قرار نبود کسی از این حرکت مطلع شود. با این اوصاف تا زمانی که به بحث عمل جراحی برسیم و پیوند انجام شود موانع بسیاری را برای ما تراشیدند. یعنی خود دکتر اکبر‌زاده جراح پیوند ما بود فرمودند که ما هفت‌خوان رستم را برای حاج‌آقا گذاشته‌ایم که این عمل را انجام ندهند اما حاج آقا با همت خود، این هفت‌خوان رستم را به سلامتی پشت سر گذاشت. این تعابیری بود که جناب دکتر به کار می‌برد تا بنده مجاب شوم که پیوند کلیه را انجام ندهم.

 وقتی می‌دیدند طلبه‌ای ملبس به لباس روحانیت کلیه خود را اهدا می‌کند، حساسیت آنها بیشتر می‌شد

* آیا موانع دیگری برای منصرف کردن شما از عمل پیوند کلیه وجود داشت؟

بله. بار اول می‌گفتند حاج آقا کلیه‌اش را فروخته است. در همان مجموعه‌های درمانی و یا حتی در بحث طلبگی نیز این موضوع را وارد کردند که حاج‌آقا کلیه‌اش را فروخته است، بعد گفتند حاج آقا آمده خودش را مطرح کند، سپس عنوان کردند که ایشان سیاسی و خطرناک است و عقبه مشخصی ندارد. تمام این موارد با سند و مدرک بود. همچنین گفتند که این آقا (بنده) از نظر سلامت عقلی و ذهنی، فرد سالمی نیست. باید تست روحی- روانی شود و در طی یک روز روان‌پزشک و روان‌شناس از بنده تست گرفتند و این شرایط و حساسیت به این دلیل بود که بنده طلبه بودم و این حساسیت بیشتر می‌شد.

وقتی می‌دیدند که طلبه‌ای ملبس به لباس روحانیت بحث اهداء کلیه را انجام می‌دهد حساسیت آنها بیشتر می‌شد لذا چون هیچ نسبت فامیلی میان من و آقا سجاد نبود و حتی کوچکترین آشنایی با هم نداشتیم برای آنها این مطرح بود که حاج آقا با چه انگیزه‌ای این کار را انجام می‌دهد؛ پول که نگرفته است می‌گوید نمی‌خواهم، به تعبیر خود حاج‌آقا دنبال بهشت هم که نیست. فضل خدا را هم نمی‌خواهد و خدا را کریم‌تر از این حرف‌ها می‌داند. پس چه دلیلی دارد که این کار را انجام می‌دهد. یا جای دیگری با صراحت تمام گفتند که 80 میلیون تومان از طرف جامعه روحانیت به کارت حاج‌آقا واریز کرده‌اند و حاج‌آقا مجبور است که این کار را انجام دهد!!! در صورتی که اصلاً این حرفها نبود و بعد از پیوند تمام این صداها خاموش شد و فردی که گفته بود 80 میلیون به کارتم واریز شده نیز توبیخ شد و فهمیدند که این ماجرا عقبه‌ای نداشت.

 کار من از کار شهدا بالاتر نیست/ کمیل به دنبال کسب شهرت نبود

* قبل از اهداء کلیه چه حسی داشتید؟

به عزیزان گفته‌ام که اگر محبوبیتی در ادامه این کار ایجاد شود و کمیل نظافتی را تمام دنیا بشناسند بعد از آن چه چیزی نصیب کمیل خواهد شد، غیر از اینکه گناهش بیشتر می‌شود و مسئولیتش سنگین‌تر! پس کمیل به دنبال اینها نبود که معروفیتی برای او پیش آید و اگر کسی هم به سراغ او آمد اعم از رسانه یا خبرگزاری یا حتی اکنون که شبکه‌های بیگانه با بنده تماس می‌گیرند خودشان به سراغ کمیل آمدند نه اینکه کمیل به سراغ آنها رفته باشد. کمااینکه الان خود شما فرمودید که از دیروز تا امروز به زحمت افتادید و با سختی توانستید شماره مرا دنبال کنید و اکنون که بنده با شما صحبت می‌کنم دیگر شخص کمیل نظافتی مطرح نیست این حرکت باید نهادینه شود و سجاد‌های دیگری از جامعه نجات پیدا کنند. همه باید این حس را داشته باشند که خداوند از آنچه که به آنها داده باید انفاق کنند. یکی از مال و دیگری از جانش. ما که از شهدا بالاتر نیستیم چرا که آنها از جانشان گذشتند.

بنده نه از باب تحسین و نه از باب تکذیب، سخنی با رسانه‌های بیگانه ندارم. اکنون که بیگانگان ما را تحریم و تهدید می‌کنند 8 سال دفاع مقدس که هیچ چیزی نداشتیم و توانستیم در برابر ابرقدرت‌ها ایستادگی کنیم اکنون هر یک از ما به ابرقدرتی تبدیل شده‌ایم و در رأس‌مان نیز یک رهبر بسیجی که در اوج قدرت است وجود دارد که با امیرالمومنین(ع) هم‌مسلک است. ما به دشمنان گوشزد می‌کنیم امروز که منِ طلبه جزئی، یک فرد کوچکی از جامعه که خیلی راحت از کلیه و از مالم می‌گذرم که یک بچه نجات پیدا کند در زمان خود اگر رهبرمان لب تر کند و برای ناموس، وطن‌مان خطری ایجاد شود گزینه روی میز، جان ما است و جانمان را برای رهبرمان تقدیم خواهیم کرد.

 وقتی فیلم لحظه به هوش آمدنم را دیدم اشک از چشمانم جاری شد

* بعد از عمل وقتی کلیه شما در بدن آقاسجاد قرار گرفت زمانی که به هوش آمدید چه حسی داشتید؟

این لحظه را فیلم گرفته‌اند. زمانی که خودم آن را مشاهده کردم اشک از چشمانم جاری شد. اینکه وقتی من داشتم به هوش می‌آمدم در عالم بیهوشی دو انگشت خود را به نشانه پیروزی بالا آوردم و گفتم که بالأخره این حرکت‌ها تمام شد و دیگر کسی به ما متلک نمی‌گوید و پیوند سجاد موفقیت‌آمیز بود.

حالا که این پیوند انجام شد بنده 30 سال سن دارم و می‌توانم درد را تحمل کنم و ... این سخنان را در حال بیهوشی می‌گفتم و خوشحالم که خداوند ظاهر و باطن مرا در این قضیه یکی کرد و امیدوارم در ادامه مسیر زندگی نیز همین مسئله رعایت شود و حس خوبی که خداوند بعد از زندگی مجدد آقاسجاد به من داد تا آخر عمر برایم حفظ شود.

 بعد از عمل پیوند کلیه آقا سجاد، 15 سجاد دیگر پیدا کرده‌ام

چه صحبتی با مخاطبان دارید؟

مردم ما مردم خوبی هستند همین که بفهمند یک نفر درد دارد به دردشان پاسخ می‌دهد ان‌شاءالله که بتوانم با مردم خوب و متدین، سجادهای بیشتری از جامعه را نجات دهم.

عزیزانی در حال شیمی‌درمانی هستند که بنده با آنها در ارتباطم و بعد از پیوند‌مان تقریبا 15 سجاد پیدا کرده‌ایم. چند‌تایشان شیمی‌درمانی می‌شوند و چند نفر دیگر در انتظار پیوند کلیه و برخی دیگر تالاسمی هستند. امیدوارم مسئله کمک به همنوعان همه‌گیر شود و همه روحانیون بیایند پای کار. چون رسالت انبیاست و تمام عرصه اجتماع باید در این مسئله دخیل شود به ویژه روحانیت عزیز که مروج دین بوده و در لباس مقدس پیغمبر هستند.

بچه‌های محله به من گفتند شما حاجی 40 کیلویی ما را ضربه فنی کردی و ما پیش شما کم آوردیم

وقتی بنده از بیمارستان مرخص شدم تمام اقشار جامعه به عیادت من آمده بودند از جامعه روحانیت، بازاری، کسبه، نظامی، مسئولین و دانشجویان و طلاب گرانقدر و حتی کسانی که مورد وثوق جامعه نیستند، به ملاقات بنده آمدند و چند نفری در اطراف من نشسته بودند و گفتم ببخشید از اینکه من روی تخت دراز کشیدم و شما روی موکت نشسته‌اید، این زندگی زندگی طلبگی ماست. آنها یک جمله بسیار زیبایی را به من گفتند که من هیچگاه آن را فراموش نمی‌کنم. آنها به من گفتند حاج‌آقا ما هرکداممان با چاقو و قمه، 20- 30 تا فرد را حریف هستیم و در دعوا کم نمی‌آوریم اما تو حاجی 40 کیلویی ما را ضربه فنی کرده‌ای و این جمله برایم جالب بود. آنها با تعابیر خودشان می‌گفتند که شما حاجی 40 کیلویی ما را ضربه فنی کرده‌اید و ما پیش شما کم آورده‌ایم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 14:29  توسط دوستداران بندپی  | 

آیت الله سید حسن نصرالله : خیلی دیر به سوریه رفتیم

به گزارش پایگاه جـوان انقـلابی ؛ سیـد حـسن نصـرالله در مـصاحبه با روزنامه السفـیر لبنان در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با توجه به آنچه در یبرود و منطقه قلمون روی داد، و با تـوجه به اقدامتی که در داخل انجام شد،‌ به نظر شما، آیا خطر بمب‌گذاری‌ها هنوز وجود دارد؟ گفت که خطر بمب‌گذاری‌ها تا حد زیادی کاهـش یافته است. این امر البته نتیجه تحولات میدانی در منطقه قلمون است که موجب کشف مراکز و بسیاری از کارگاه‌های بمب‌گذاری خودروها توسط ارتش و وبسته شدن آن در شهر یبرود و در رأس العین شد. والبته نتیجه تلاش امنیتی متمایز ارتش لبنان و دستگاه‌های امنیتی رسمی در متلاشی کردن شبکه‌هایی نیز بود که خودروهای بمب‌گذاری شده را وارد وبه توریع و منفجر کردن آن اقدام می‌کرد.

به طور کلی، می‌توانیم از کاهش زیاد این خطر صحبت کنیم. اما نمی‌توانیم بگوییم که خطر کاملا رفع شده است. این امر نیازمند بذل تلاش چه در مرزهای سوریه وچه در داخل لبنان است.

برخی از هواداران جریان ۱۴ مارس، موافق حضور ما در سوریه هستند

وی در پاسخ به این سوال که برخی در رسانه‌ها می‌گویند که مردم جنوب بیروت (ضاحیه) تحت فشار ناشی از اقدامات امنیتی هستند و می‌گویند که روند کوچ مردم از ضاحیه به مناطق دیگر سرعت یافته است. آیا این امر به رابطه مقاومت و مردم صدمه نمی‌زند؟

نصرالله در پاسخ گفت: این توصیف،‌ مبالغه آمیز و غیردقیق است. هر کس که در ضاحیه “چرخی بزند شلوغی را می‌بیند”. هیچ کوچ و مهاجرتی از ضاحیه به سوی دیگر مناطق وجود ندارد. ممکن است برای خانواده‌ها یا برخی به صورت فردی و بسیار محدود اینطور باشند اما این امر، ضرری ندارد. حتى به عکس؛ این امر از شدت شلوغی ضاحیه می‌کاهد و برخی خانواده‌ها نیز به جنوب بازمی‌گردند یا به بقاع. به هر حال، ضاحیه خیلی شلوغ است و این نتیجه جمعیت زیاد آن است.

اما اگر بدقت بررسی شود، هیچ کوچ و مهاجرتی وجود ندارد. برخی موارد بسیار نادر و کاملا فردی است و این، با توجه به بمب‌گذاری‌ها و تهدیدهای موجود طبیعی است. این از یک سو، و از سویی دیگر روحیه افراد است. آنچه در رسانه‌ها در این خصوص گفته شده، نمی‌گویم غیردقیق است،‌ بلکه نادرست است.

بمب‌گذاری‌هایی که در ضاحیه یا بئر حسن یا هرمل یا لبوة رخ داد، به‌عکس، میزان حمایت از ورود نظامی حزب الله در سوریه را افزایش داد. این را بر اساس نتیجه نظرسنجی‌ها و اطلاعات و بررسی‌ها می‌گویم نه از پیش خودم. این حقیقت ماجرا بود که گفتم. حتی برخی کسانی که مردد بودند، موضعشان را عوض کردند. زیرا در نظرسنجی‌هایی که انجام می‌دهیم سه دسته هستند؛ موافق، مخالف و مردد. مردد الان موافق شده است و حتى برخی مخالفان نیز الان موافق هستند.

چند روز پیش،‌ وقتی در “عیناتا” اعلام کردم که ما دیر وارد [سوریه]‌ شدیم، [در حقیقت] داشتم از این روحیه حرف می‌زدم. در حقیقت نوع روحیه در میان مردم هست که نشان می‌دهد که ما دیر به سوریه رفتیم و اقدام نظامی در آن را دیر آغاز کردیم. ما مشکلی در این خصوص نداریم. مردم به خطرات این مرحله کاملا آگاهند و اینکه چه تهدیدهایی به دلیل اوضاع سوریه وجود دارد.

بنده هم تمایل دارم در اینجا این را هم بگویم که این فضا فقط در ضاحیه یا بقاع یا جنوب [کشور] یا مشخصا بر شیعیان حاکم نیست. آنچه من از آن بر اساس اطلاعات و نظرسنجی‌ها اطلاع دارم، -نظرسنجی‌هایی که برخی از آن منتشر شده وبرخی منتشر نشده است- و بر اساس ارتباطی که با افراد بسیاری دارم، می‌توانم تأکید کنم که فضای بزرگ مردمی وجود دارد که ورود حزب الله در [مسأله] سوریه را تأیید می‌کند.

بسیاری از لبنانی‌ها وحتی هواداران جریان ۱۴ مارس نیز در دلشان معتقدند و باور می‌کنند و می‌پذیرند که دخالت [حزب الله ] در سوریه، موجب حمایت از لبنان در مقابل گروه‌های تروریستی است که رفتار و اقداماتشان را روزانه می‌بینیم. برای همین ما در این خصوص احساس تنهایی نمی‌کنیم یا خود را مقابل روحیه‌ای مخالف نمی‌بینیم. بلکه احساس حمایت زیادی از خود نیز می‌کنیم. همچنین آنچه پشت پرده نیز جریان‌های سیاسی و مراجع دینی از مذاهب مختلف نیز به ما اعلام می‌کنند، اعتماد به نفس ما را بیشتر می‌کند در این خصوص. والبته که  پشت پرده به ما گفته می‌شود زیرا برخی طرف‌ها نمی‌توانند که همان حرف را علنا بگویند زیرا از تبعات و نتایج منفی آن در آینده می‌ترسند و نگرانند که روابطشان با برخی کشورهای منطقه و برخی سفارتها در بیروت متأثر از این حرفها بشود.

پس در این خصوص اصلا مشکلی نداریم. از حیث روحیه نیز [باید بگویم که] روحیات خیلی خیلی بالاست. همه آنچه که در برخی جاها می‌گویند بخصوص رسانه‌های [وابسته به] جریان ۱۴ مارس، یا برخی شخصیتهای آن، که حزب الله دستپاچه است و نگران است و حزب الله محبوبیت مردمی‌اش کم شده است،  این‌ها همه‌اش کاملا نادرست است.

حزب الله کاملا شفاف است. این شفافیت هم در خصوص اتفاقات و اقدامات و آینده روز به روز بیشتر می‌شود. حزب الله با قاطعانه و با اراده عمل می‌کند و هیچ تردید یا شکی ندارد. برعکس، از آینده نیز مطمئن است. ما از ابتدا نیز می‌دانستیم که سمت و سوی امور به چه سویی است اگر با هم همکاری کنیم. الان هم در همین سمت و سو است،‌ پس دلیلی برای نگرانی نیست.

بنده به شما تأکید می‌کنم که بسیاری از آنچه از این قسم حرف‌ها در جاهای دیگر گفته می‌شود، در حقیقت ابراز آرزوی گویندگانش است نه حقیقت ماجرا. همچنین برخی اخباری که در رسانه‌ها رایج می‌شود، مثلا در رسانه‌های معروف عربی، مثلا [چندی پیش] گفته شد که ۵۰۰ نفر از نیروهای حزب الله در القلمون کشته شدند، ‍[بنده سؤال می‌کنم] آیا می‌شود ۵۰۰ شهید را از مردم یک جامعه، آنهم جامعه لبنان، مخفی  کرد؟ نمی‌شود حتی یک شهید را مخفی کرد چه برسد به ۵۰۰ شهید. الان یکی از مشکلات اداری [ما] این است که وقتی یک نفر در سوریه شهید می‌شود، خانواده‌اش زودتر از ما مطلع می‌شود. یعنی این [چنین] خبر[هایی] از طریق کانالهای طبیعی منتقل می‌شود و نمی‌توان چنین اموری را مخفی کرد.

چند روز پیش برخی رسانه‌ها آمدند و ۲۴ ساعت تبلیغ کردند که مخالفان سوریه ۱۱ نفر از حزب الله را که بینشان فرد مهمی نیز هست، اسیر گرفته است. کجا؟ چطور؟ چه کسی را؟ وقتی طرف مقابل دست به دامن پمپاژ چنین دروغ‌های آشکار و تابلویی می‌شود، این، نشان‌دهنده حقیقتی است که می‌گوید روحیه ما خیلی بالاست و برای همین [دشمن] تلاش می‌کند که با این کارها و دروغ‌ها روحیه ما را خدشه‌دار کند زیرا اتفاقات جاری نمی‌تواند چنین کاری را صورت بدهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 9:49  توسط دوستداران بندپی  | 

وقتی "او" سخنرانی برای شهدا را نپذیرفت!

به گزارش پایگاه جـوان انقـلابی ؛  سید کمـیل باقرزاده در صفـحه پلاس خـود با انتشـار خاطره ایی از تشـیع پنـج شهید گمنام در کیش از تنها دیدارش با حـسن روحانی نوشـته است.

وی دراین باره مینویسـد:

در کیش تنها باری که تا حالا به کیش رفتم دوازده سـال پیش بود؛ دوران ریاسـت جمهـوری خاتمی بود.
مردم بومی جزیره از کمیته جسـتجوی مفقودین درخواست کرده بودند چند شهید گمنام در جزیره تدفین شود تا در کنار صدها پاساژ و بازار و جـاذبه مادی و توریـستی که دیگـران رو به جزیره میکـشونه، زیارتگاه و جاذبه ای معـنوی هم در جزیره ایجاد بشه.

درخواست به حق مردم مورد موافقت قرار گرفته بـود و قرار شـد پنج شهید گمنام در سالروز شهادت امام صادق علیه السلام در جزیره به خاک سپرده بشن. اما مسؤولان وقت منطقه آزاد که مستقیماً از تهران دستور میگرفتند بنا را بر مخالفت با خواست مردم بومی گذاشته بودند؛ مخالفتی که جز شکست ثمره ای نداشت.

ما یک روز قبل از شهادت امام صادق، با هواپیمای ایلوشین سپـاه که شهید احمد کاظمی فرمانده وقت نیروی هوایی هماهنگ کرده بود به همراه پیکر پاک شهدا به جزیره رسیدیم. اونجا بود که با خبر شدیم حجة الاسلام حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی نیز در یک سفر تفریحی غیررسمی، برای استراحت به جزیره آمده اند.

مسؤولان مراسم، فرصت حضور یک مسؤول عالی رتبه کشوری و روحانیِ شاگرد مکتب امام صادق را برای دعوت از ایشان جهت سخنرانی در مراسم تشییع شهدا و ادای احترام به مقام حضرت صادق علیه السلام و نیز اقامه نماز بر پیکر شهیدان مغتنم شمردند.

پاسخ ایشان به دعوتها اما، پاسخی منفی بود، و گفته شد که ایشان صرفاً برای استراحت آمده اند. البته انتظار می رفت در روز شهادت امام صادق که همه جزیره، از پاساژها تا تمام نقاط تفریحی به احترام امام ششم و شهیدانی که مهمان جزیره بودند تعطیل شده بود و همه مردم از هر طیفی خود را به تشییع شهدا رسانده بودند، شخصیتی مثل دبیر شورای عالی امنیت ملی هم اگر به هر دلیلی برای سخنرانی و اقامه نماز بر پیکر شهدا آمادگی ندارند، به احترام شهیدانی که امنیت ملی مان را مدیون خون ایشان هستیم لااقل به اندازه چند قدم در مراسم تشییع شهدا حاضر شوند.

اما این انتظار نیز محقق نشد؛ چون ایشان ترجیح دادند در روز شهادت امام صادق، و در حالی که همه اهل جزیره در مراسم تشییع شهدا حاضر شده بودند، به همراه خانم دکتر ابتکار رئیس سازمان محیط زیست و جمعی دیگر از مسؤولان منطقه آزاد، سوار بر کشتی تفریحی شده و به گشت و گذار و استراحت بپردازند؛ البته استراحتی که به کامشان زهر شد!

وقتی مراسم تدفین شهـدا با اقامه نماز ظهر و عصر به پایان رسید، خبری بزرگ در بین مردم پیچـید : کشـتی تفریحی حسن روحانی به صخـره های مرجانی اطراف جزیره برخورد کرده و نزدیک بوده غرق شود، و ساعتها در دریا معطّل شده اند تا نیروهای امدادی آنها را نجات بدهند!

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 9:45  توسط دوستداران بندپی  | 

«عایشه» از جهاد خود با رزمندگان متعدد می‌گوید!

به گزارش پایگاه جـوان انقـلابی ؛ این دخـتر عربسـتانی که سه ماه پیـش به سـوریه سفر کرده بـود، پس از بازگـشت به عربستـان و اعـطای عنوان قهـرمانی جهاد نـکاح توسط مفتی های عربسـتان گفت که کسب این موفقیت را مدیون انرژی بالا و زحمات شبانه روزی و تلاش و همت والای رزمـندگان اسلام است عایشه می گوید من برای تقرّب به خداوند، این جهاد را انجام دادم و از خداوند می خواهم که این جهـاد را از من قبول بفرماید.

ــ

عایشـه می‌گـوید من دختـری باکـره بودم اما به محض ورود به جهاد نکاح توسط چندین نفر دوشیزگی خودم را فدای اسلام کردم! و در این مدت مشکل رزمندگان زیادی را حل کردم و اکثر مجاهدانی که با من جهاد داشتند از الجزایر، اتیوپی، چـچن و مغرب بـودند، هم اکنون هم حامله هستم و من می دانم که این فرزند در آینده یکی از مجـاهدان بزرگ راه اسلام خواهـد شد!

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 9:43  توسط دوستداران بندپی  | 

محرک اصلی فتنه 88 در دانشگاه مازندران رییس دانشگاه استان شد!

به گزارش شلمچه نیوز، بلاغ نوشت: با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید؛ سرپرست وزارت علوم تغییرات در سطح روسای دانشگاه ها را آغاز کرد و وزیر علوم این تغییرات را با داس تدبیر خود با شدت ادامه داد تا جایی که نحوه عزل و نصب ها، موجبات اعتراض تشکل های دانشجویی ،نمایندگان مجلس و مراجع تقلید را درپی داشت و حتی مرجعی چون آیت الله مکارم شیرازی در خصوص دلیل امتناع خود از ملاقات با وزیر علوم گفت: من دیدم ملاقات با ایشان تأیید آن عزل و نصب‌هاست و در پیشگاه خداوند متعال مسئولم و لذا ملاقات را نپذیرفتم چرا که عزل و نصب های زیاد ایشان نه به مصلحت نظام و نه به مصلحت دانشگاه و دانشجویان عزیز است.

 دو سوم اعضای شورای انقلاب فرهنگی نیز در نامه‌ای به رئیس‌جمهور با انتقاد از عزل و نصب‌های بی‌رویه در دانشگاه‌ها خواستار توقف این روند شدند و این عزل و نصب ها بدون هیچ اثر و توقفی ادامه یافت تا این سونامی بزرگ به دانشگاه مازندران برسد ،دانشگاهی که بعنوان دانشگاه مادر و منتخب استان می باید نقش کلیدی و موثری در آموزش عالی و تولید تفکر انقلابی را در استان ایفا کند.

دكتر فخرالدین اصغری آقمشهدی، دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران در روزهای پایانی سال 92 به عنوان سکاندار این دانشگاه معرفی شد، تا روند تغییر و تحولات وانتصاب چهره های تندرو در دولت یازدهم ادامه یابد.

حضور دکتر اصغری در جریان تحصن دانشجویان دانشگاه مازندران پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال88 ، ابهاماتی را برای این انتصاب بوجود آورد.

 حمایت وی و پسرش از تحصن دانشجویان حامی میر حسین موسوی در دانشگاه مازندران را می توان محرک اصلی آشوبها در فتنه 88 دانست, شناسایی دکتر اصغری و فرزندش به عنوان عاملین اصلی آشوب های 88 در دانشگاه مازندران باعث متواری شدن وی و فرزندش از دانشگاه شد!

به طور قطع، حضور فعالانه وی در ستاد و سخنرانی انتخاباتی میر حسین موسوی در این دانشگاه و حمایت از جریان فتنه و همچنین حضور فرزند وی در زمان نام نویسی هاشمی رفسنجانی در جمع حامیان وی سبب شد تا جایگاه کلیدی سرپرستی دانشگاه مازندران با حکم وزیر علوم، تحقیقات و فناوری کابینه حسن روحانی به او سپرده شود.

با جان گرفتن جریان منتسب به هاشمی رفسنجانی در استان مازندران پس از انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، رخنه جناح حامی فتنه در مراکز آموزش عالی استان به ویژه دانشگاه مازندران، زمینه سازی برای حضور هرچه بیشتر جریان ضد انقلاب در میان دانشجویان، تقویت افکار و نظریات مغایر با ولایت فقیه را میتوان از جمله اهداف حامیان دکتر اصغری برشمرد.

سفر6ماهه آقای اصغری به کانادا به همراه فرزندش به بهانه ادامه تحصیل و پروژه و تمدید دوباره این مدت و اقامت فرزند وی پس از فتنه 88 در کانادا ابهامات دیگر را در افکار عمومی بسیاری از چهره های علمی دانشگاه به همراه داشت.

شنیده های حاکی از آن است که دکتر اصغری با یکی از شهرداران که به دلیل حمایت از جریان فتنه رد صلاحیت شده بود و اعضای رد صلاحیت شده شورای شهر یکی از مناطق و "ع.ح" یکی از سران اصلی فتنه 88 در هادی شهر نیز نشست هایی داشته است و این نشست ها و شب نشینی های جناحی اصلاح طلبان افراطی فشارهایی را به بدنه تا حدی اعتدال گرای دولت و استانداری مازندران به همراه داشت.

در یکی ازسایتهای حامی بی قید و شرط دولت یازدهم خبری منتشر شد که "یکی از ویژگی انتخاب دکتر اصغری این است که ایشان برخاسته از متن دانشگاهیان است و به طور قطع با همکاری و همراهی بخش اعظم جامعه دانشگاهی مواجه می شود؛ دکتر اصغری چهره ای اعتدالی، علمی، ارزشی، با تجربه و کارآمد است و غالب دانشگاهیان ایشان را به سلامت نفس و تعهد اخلاقی می شناسند".

 حال سوال اینجاست؛ اصحاب قلم و غالب دانشجویان دانشگاه مازندران باید آن روز را به خاطر بیاورند که دانشجویان با حمایت این فرد و پسرش که نقش فرزند وی کاملا مشهود بود در آن روز با برنامه ریزی و نقشه ای از پیش تعیین شده برخی از دانشجویان دانشگاه مازندران را از سر جلسه امتحان بلند کردند و باعث تشویش و زد و خورد و درگیری در دانشگاه شدند!

هنوز ریش سفیدان منطقه آقمشهد شهرستان ساری بیاد دارند که در همان زمان سخنان فتنه گون دکتر اصغری بر منبر مسجد چه سر و صدایی به پا کرد تا جائیکه همان ریش سفیدان و بزرگان روستایی بخاطر آن اهانت ها، وی را از منبر مسجد به پایین کشاندند!

حتما علماء و بزرگان استان مازندران بخاطر دارند که وی برخلاف اندیشه امام راحل و رهبر معظم انقلاب در خصوص انحراف آیت الله منتظری مراسمات مختلفی به پا کرد و زیر علم آیت الله منتظری و در حمایت از نظرات غیر انقلابی وی سخنرانی آتشین به پا می کرد! حال چطور دکتر اصغری را چهره ای اعتدالی، ارزشی و با تعهد اخلاقی و انقلابی بر می شمرند جای بسی تامل دارد!(اسناد موارد ذکر شده در دفتر پایگاه خبری بلاغ محفوظ است)

تاریخ استان مازندران به خاطر ندارد که دکتر اصغری پس از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در خصوص فتنه 88 به عنوان خیانت و جنایت در حق مردم و نظام اسلامی از مواضع خود اعلام برائت کند.

حال بدون در نظر گرفتن مخالفت ایشان با احداث یادمان شهدای گمنام در دانشگاهها بخصوص دانشگاه مازندران با توجه به موارد فوق در سال مزین به نام فرهنگ می توان کرسی ریاست دانشگاه مازندران به عنوان یک مرکز بزرگ فرهنگی، دانشگاهی که وظیفه تربیت نیروهای متعهد و انقلابی را برای انقلاب اسلامی به عهده دارد به وی سپرد؟!

اما در پایان روی صحبتم با مراجع  وعلماء و مسئولین استانی است؛ رهبر معظم انقلاب در جریان سفر به مشهد مقدس و در حرم قدس رضوی در آغازین روز سال 93 خطاب به مراجع فرهنگی از جمله علما، اساتید، روشنفکران انقلابی و هنرمندان متعهد توصیه مهم داشتند، ایشان فرمودند که "نگاه نقادانه خود را نسبت به اوضاع فرهنگی حفظ کنید و با منطق محکم و بیان روشن و صریح، به مسئولان تذکر دهید."

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 9:34  توسط دوستداران بندپی  | 

همه زنان کابینه دولت یازدهم

آفتاب: دولت یازدهم با حضور سه زن در کابینه کار خود را آغاز کرده است در این گزارش سعی شده نگاهی اجمالی به عملکرد این سه زن در چند ماه فعالیتشان صورت بگیرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، پس از روی کار آمدن دولت یازدهم با توجه به اهداف و دیدگاههای مطرح شده در زمان انتخابات و مطالبات جامعه زنان برای مشارکت هرچه بیشتر زنان در سطوح بالای مدیریتی، تنها سه جایگاه در کابینه برای زنان رقم خورد.

سازمان حفاظت محیط زیست، معاونت امور زنان و خانواده و معاونت حقوقی رئیس جمهور با ریاست سه زن کار خود را در دولت یازدهم آغاز کردند. هرچند که خارج از کابینه نیز سمت‌هایی که در گذشته کمتر به زنان سپرده شده بود مانند سخنگوی وزارت امور خارجه، فرمانداری و شهرداری به بانوان سپرده شد اما کرسی‌های وزارت در دولت یازدهم نصیب زنان نشد.

در ادامه تلاش شده که بررسی اجمالی از سوابق آنان، آنچه که در سال ۹۲ پیش رو داشته‌اند و اقداماتی که توسط آن‌ها صورت گرفته است انجام شود.

قهرمان زمین در کابینه

معصومه ابتکار، نخستین زن ایرانی است که پس از انقلاب اسلامی وارد کابینه شده است. او که پیش از این نیز در دو دوره دولت اصلاحات ریاست سازمان حفاظت از محیط زیست را بر عهده داشت پس از روی کار آمدن دولت اعتدال نیز برای بار سوم به ریاست این سازمان برگزیده شد.

وی در فاصلهٔ میان این دو دولت به مدت ۷ سال عضو شورای شهر بود و برای نخستین بار کمیته محیط زیست این شورا را تاسیس کرد. ابتکار در انتخابات اخیر شورای شهر رد صلاحیت شد و نتوانست دوباره در این رای گیری شرکت کند.

ابتکار که مدرک دکتری ایمونولوژی از دانشگاه تربیت مدرس را دارد پیش از فعالیت‌های زیست محیطی‌اش در سالهای ابتدایی انقلاب به عنوان سخنگوی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام شناخته شده بود و بعد ازآن نیز به سمت سردبیر روزنامه کیهان انگلیسی در آمد.

وی همچنین پس از نمایندگی دولت جمهوری اسلامی ایران در سومین کنفرانس جهانی زن تصمیم به راه اندازی نشریه‌ای تخصصی برای زنان گرفت. در سال ۱۳۷۲به همراه جمعی از بانوان اقدام به تاسیس مرکز مطالعات و تحقیقات مسایل زنان و نیز انتشار فصلنامه فرزانه آغاز کرد. ابتکارهمچنین در سال ۱۳۷۵ با تشکیل شبکه سازمان‌های غیردولتی زنان در ایران به عنوان رییس این شبکه انتخاب شد.

ابتکار در سال ۲۰۰۶ توسط سازمان ملل متحد برای فعالیت هاش در حوزه محیط زیست «قهرمان زمین» لقب گرفت. وی در سال گذشته نیز جایزه بنیاد جهانی انرژی را از آن خود کرد و از سوی این سازمان «بانوی محیط زیست جهان» نامیده شد.
او پس از هشت سال در حالی متولی سازمان حفاظت محیط زیست شد که به گفته خودش محیط زیست کشور با بحرانی‌ترین وضعیت خود روبرو بود. آلودگی هوا در شهر‌های بزرگ، ریزگرد‌ها، بحران دریاچه ارومیه، هامون و بسیاری از تالاب‌ها از چالش‌های مهم پیش روی سازمان حفاظت محیط زیست است.

او در اولین اقدامات خود با انتقاد از ارسال پارازیت، کمیته بررسی تاثیرات پارازیت را با حضور وزیر بهداشت و وزیر ارتباطات تشکیل داد. همچنین شورای عالی حفاظت محیط زیست با موضوع آلودگی هوا و ریزگرد‌ها را که از سال ۸۶ بر اساس دستور رئیس جمهور پیشین منحل شده بود احیا کرد وکمیته‌ای را نیز برای احیا دریاچه ارومیه به وجود آورد.

در دی ماه سال گذشته یکی از گوزن‌های زرد پارک پردیسان که سازمان حفاظت محیط زیست نیز در آنجا قرار دارد مورد اصابت شلیک گلوله‌ای قرار گرفت و جان خود را از دست داد. ابتکار این اقدام را یک پبغام خواند و گفت: «حاضریم به جای حیات وحش جلوی گلوله بایستیم و در راه خود مصمم هستیم. لطفا برای ما پیغام نفرستید.» در همین ماه سخنرانی ابتکار در خطبه‌های نماز جمعه نیز لغو شد.

مولاوردی؛ او نیز یک حقوقدان است

شهیندخت مولاوردی پس از گذشت بیش از دوماه از روی کار آمدن دولت یازدهم به سمت معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده منصوب شد و جزء آخرین افراد منتصب در کابینه بود، پیش از انتصاب او گزینه‌های متعددی برای این پست در مطرح شده بود که نام او در هیچ بک از این گمانه زنی‌ها دیده نمی‌شد.

وی که متولد سال ۱۳۴۴ در شهرستان خوی است پیش از این انتصاب، به عنوان یکی از فعالین مدنی حوزه زنان شناخته می‌شد و در نهاد‌های مدنی همچون جمعیت حمایت از حقوق بشر زنان و ائتلاف اسلامی زنان عضویت داشت، هر چند که در دولت اصلاحات نیز در سمت مدیر ارتباطات بین‌الملل مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری جای گرفته بود.

مولاوردی در رشتهٔ حقوق بین الملل در مقطع فوق لیسانس و در دانشگاه علامه طباطبایی تحصیل کرده است و با نگارش پایان نامه خود با عنوان «بررسی اقدامات بین المللی مقابله با خشونت علیه زنان» پا به عرصهٔ جدیدی نهاده و پس از آن نیزبه تالیفات متعددی در زمینه مقابله با خشونت علیه زنان و دیگر مسائل حوزه زنان پرداخته است. وی همچنین اشتغال به سمت سر دفتری در دفتر خانه را نیز در کارنامه خود دارد.

شاید که پس از انتصاب وی به این سمت از بزرگ‌ترین چالش‌هایی که او و نهاد تحت مسولیتش اجرای «قانون افزایش مرخصی زایمان از ۶ ماه به ۹ ماه» است که در دولت گذشته تصویب شده و هر چند که بر اساس گفتهٔ مولاوردی، وی به عنوان فعال حقوق زنان با این افزایش مرخصی موافق نیست، اما به عنوان معاون رئیس جمهور در این چند ماهه پس از انتصاب وی پیگیر اجرای آن و تامین بودجه برای آن است. بیمه زنان خانه دار نیز از دیگر چالشهایی است که جامعه را در انتظار تدوین لایحه‌ای در این زمینه نگه داشته است.

یکی از تفاوت‌های بارز مولاوردی با مدیران اسلاف خود تاکید او بر افزایش مشارکت اقتصادی زنان است و بر اساس آن نیز تفاهم نامه‌هایی را با وزارتخانه‌های مختلفی مانند وزارت تعاون، کار و رفاه اجنماعی امضا کرده است که باید منتظر نتایج این تفاهم نامه‌ها در سال جاری باشیم.

از دیگر اقدامات معاونت امور زنان ریاست جمهوری تدوین شاخص‌هایی برای اندازه گیری کیفیت زندگی زنان وبرنامه‌هایی برای بهبود این شاخص‌ها بوده است. مولاوردی همچنین در سفر اخیر خود به نیویورک در پنجاه و هشتمین کمیسیون مقام زن که در مقر سازمان ملل تشکیل شد حضور یافت و با این اجلاس فعالیتهای بین المللی خود را نیز آغاز کرد.

وی که با توجه به پیشینه‌اش از حمایت فعالان و انجمن‌های حوزه‌های مدنی برخوردار است کارگروه‌هایی را در زمینه‌های مختلف برای استفاده از این نهاد‌ها و پتانسیل‌های موجود در خارج از معاونت نیز تشکیل داده است.

از جمله مطالباتی که همواره در مواجهه وی با رسانه‌ها ونهاد‌های مدنی مطرح شده درارتباط با «گشت ارشاد» است که با توجه به عضویت مولاوردی در شورای عالی اجتماعی که از نهاد‌های تصمیم گیرنده در این زمینه است، انتظار می‌رود که وی با توجه به خواست جامعه زنان در این زمینه اقدام کند.

همچنین ایجاد برنامه‌ها و طرح‌هایی در زمینه بهبود وضعیت زنان سرپرست خانوار، از بین بردن تبعیضات جنسیتیی دردانشگاه‌ها و نهاد‌های آموزشی از جمله دیگر مطالبات مطرح شده است که انتظار می‌رود با توجه به شعارهای رئیس جمهور در زمان انتخابات توسط معاونت امور زنان و خانواده دولت یازدهم پیگیری شود.

اصولگرای کابینه

الهام امین‌زاده معاون حقوقی رئیس جمهور که دوره دکتری خود را همزمان با رئیس جمهور در یک دانشگاه در رشته حقوق بین الملل از دانشگاه گلاسکو بریتانیا گرفته است برخلاف دو بانوی پیشین، یک اصولگرا است.

وی که علاوه بر دانشگاه تهران کرسی تدریس در دودانشگاه علامه طباطبایی و امام صادق را دارد در سابقه اجرایی‌اش نیز ریاست کمیته پژوهشی انجمن حمایت از مصدومین شیمیایی، ریاست کمیته حقوقی جمعیت دفاع از ملت فلسطین، ریاست منتخب کشورهای آسیایی در کمیته زن و جوان در کشورهای پاکستان و فنلاند، ریاست هیئت پارلمانی شرکت‌کننده در سمینار حقوق زنان نروژ، عضویت در کمیته حقوقی شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور نیز به چشم می‌خورد.

امین‌زاده همچنین نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی هفتم را نیز در کارنامه دارد. وی در این دوره از مجلس شورای اسلامی عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، نایب‌ رئیس کمیته سیاست خارجی کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بوده است.

منشور حقوق شهروندی که ازجمله مهم‌ترین اقدامات دولت یازدهم تا کنون بوده است توسط وی منتشر شد و هرچند که مورد استقبال جامعه مدنی قرار گرفت اما انتقادات وسیعی به برخی بخش‌های آن از جمله بخش مربوط به زنان این سند مطرح شد.

پس از این انتقادات معاونت حقوقی دولت با استفاده از نظرات کار‌شناسان و صاحبنظران اقدام به اصلاح و نگارش این منشور کرد. هرچند که اعلام شد ویراست دوم این منشور در ۲۲بهمن ماه سال گذشته منتشر می‌شود اما این اتفاق نیفتاد و در اواخر ماه گذشته امین‌زاده اعلام کرد که ویراست دوم این منشور آماده و به رئیس جمهور تحویل داده شده است. گفته می‌شود که ویراست دوم این منشور تغییرات فراوانی کرده است که برای قضاوت باید تا انتشار آن منتظر بمانیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 9:27  توسط دوستداران بندپی  | 

"از امام آموختم، هرگز به مردم پشت نکنم"

آفتاب: آیت الله هاشمی رفسنجانی ضمن تاکید بر اینکه "من همان هاشمی، اوّلِ انقلابم"، تاکید کرد: از امام آموختم هرگز به خواست مردم پشت نکنم.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، گزیده مصاحبه نوروزی ایشان با مثلث به شرح زیر است:

* آیت ‏الله هاشمی‏ رفسنجانی! به نظر می ‏رسد که سیاست در سال 92 به کام شما بود. آیا در پایان سال 91 چنین تصوری از سال 92 داشتید؟


-بسم‏ الله‏ الرحمن‏ الرحیم. به قطعیت نمی‏ دانستم. ولی درسال گذشته، معمولاً کسانی که به دیدارم می ‏آمدند و بحث‏های سیاسی و انتخابات را مطرح می‏ کردند، به حق انتظار داشتند من هم مثل آنها نگران آینده باشم، ولی من برای آنها بیشتر اظهار امیدواری می‏ کردم. مخصوصاً برای کسانی که تجربیات تلخی داشتند، سخت بود که امیدواری را باور کنند.

دلیل من برای امیدواری، این بود که مردم آگاه ‏تر شده‏ اند. دولت سابق با همه امکاناتی که داشت و با همه حمایت‏هایی که می ‏شد، تجربه خوبی برای مردم بود و مطمئناً زمینه برای تجربه جدیدی در تاریخ انقلاب پیدا شد. امیدوار بودم وضع امسال بهتر از اوضاع دولت سابق شود و همین را هم به کسانی که می‏ پرسیدند یا نگران بودند، منتقل می‏کردم. دلیل دیگری نداشتم،  یعنی این گونه نبود که از حرف‏های رهبری یا تصمیمات دیگر نقل کنم.

*یکی از مهمترین ویژگی‏های جنابعالی در دنیای سیاست، پذیرفتن ریسک بالاست. هیچ موقع از روی دیگر سکه سیاست که شکست است، هراسی نداشته‏اید. در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم شرکت کردید. این ویژگی را از کسی آموخته ‏اید یا از ویژگی‏های طبیعی و شخصی است؟

-در خیلی از مسائل تحت تأثیر شخصیت امام(ره) بودم. یک طلبه ساده بودم که از یک روستای دورافتاده به قم آمدم. روحیات خاصی را به صورت فطری در خانواده داشتم، ولی رفتار و اظهارات امام(ره) خیلی در ما تاثیر داشت. حرف ایشان برای ما حجت بود. در بسیاری از مسائل، وقتی خودمان فکر می‏کردیم، بر اساس آن حرف می ‏زدیم،ولی اگر در همان مساله امام(ره) سخنی می‏ گفتند، خیال ما راحت می ‏شد. به هرحال این حالت بود، اما فکر می‏ کنم از زمانی که وارد مبارزه شدیم، تا الان افکار و گفتار ما به‏ جز در مواردی که با توجه به شرایط زمان معمولاً نگاه عوض می‏ شود خیلی فرق نکرده ‏است. یعنی تفاوت اساسی پیدا نکرده، چون اهداف و مشی همان است. البته گفتم که تطور زمان شرایطی پیش می‏ آورد که انسان باید خود را منطبق کند.

*به صورت کمی می‏توان گفت آقای هاشمی، همان هاشمی اول انقلاب است؟

-بله، خطبه‏ ها و سخنرانی‏ ها و مصاحبه‏ های من در طول این سال‏ها موجود است که می‏توانید بخوانید.

*آقای هاشمی! شما در انتخابات به صورت مستقیم در نتیجه تاثیر داشتید؛ یکی در سال 84 و دیگری در سال 92 که نتایج این دو انتخابات برای حضرتعالی متفاوت بود. اگر زمان به سال 84 برگردد، باز هم تصمیم به حضور می‏گیرید؟


- در هر دو مقطع یک انگیزه داشتم و آن عمل به احساس تکلیفی بود که مردم برای من ایجاد کرده‏بودند. در انتخابات 84 کتابی چاپ شد به نام «دعوت برای حضور» که در آن کتاب سخنان گروهها و افرادی که از خرداد 83 به دیدارم می‏ آمدند، منتشر شده‏ است. شرایط به گونه‏ ای بود که مردم و شخصیت‏ها صراحتاً می‏ گفتند اگر شما بیایید، روند سازندگی ادامه پیدا می‏کند. برای انتخابات، دیگر برای ادامه سازندگی درخواست حضور نداشتند، بلکه تاکید می‏کردند که باید بیایید تا کشور نجات پیدا کند.

در هر دو مقطع انتخاباتهای 84 و 92 خیلی فکر کردم و در مجموع به این نتیجه رسیدم که باید بیایم. احساس وظیفه می‏کردم که باید بیایم تا بعدها در تاریخ شرمنده نباشم که اگر کاری از دست من بر می ‏آمد؛ چرا برای انقلاب و مردم انجام ندادم؟ درباره اتفاقات انتخابات سال 84 هم بیانیه ‏ای دادم و گفتم که به خدا واگذار کردم. پس از حضور در انتخابات، خیالم از بابت انجام وظیفه جمع شده ‏بود، اما نگرانی ‏هایم باقی بود و هر روز بیشتر می‏شد. اتفاقاً اگر نمی‏ آمدم و شرایط هشت سال گذشته را می‏ دیدم، خودم را سرزنش می‏کردم، ولی دیگر برای این موضوع پیش خداوند و مردم شرمنده نیستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 9:26  توسط دوستداران بندپی  | 

در چهارسال گذشته:

۶۰ قطعنامه تندتراز قطعنامه اخیر پارلمان اروپا صادر شد وسروصدایی هم نشد

آفتاب: به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، حسن روحانی رییس جمهور گفت: تلاش ما ایجاد رونق اقتصادی همزمان با اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه هاست.

روحانی ابراز امیدواری کرد اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها ، منجر به تحقق اهداف مهم دولت و مجلس از هدفمندی یارانه ها در سال جدید، نظیر متعادل کردن مصرف انرژی ، افزایش تولید ، اشتغالزایی ، ارتقاء نظام سلامت و حفاظت از محیط زیست شود.

رییس جمهوری افزود : اگر تعداد قابل ملاحظه ای در این مرحله برای دریافت یارانه ثبت نام نکنند، منابع بیشتری در اختیار دولت برای دستیابی به اهداف عالی نظام و کمک به افراد نیازمند قرار می گیرد و وظیفه همه نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، افراد صاحب نظر و اصحاب رسانه هاست که در این روزها واقعیت مسایل را توضیح دهند.

روحانی با بیان اینکه در ماه های پایانی سال ۱۳۹۲ شاهد کاهش تورم بودیم اظهارداشت : « میوه ممنوعه » در دولت یازدهم استقراض از بانک مرکزی و جلوگیری از افزایش پایه پولی کشور بوده است و امیدواریم امسال مردم ایران شاهد آرامش ، رفاه و عزت بیشتر در همه حوزه ها بویژه در بخش اقتصادی باشند.

رییس جمهوری در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به توسعه تعاملات با جهان گفت : مذاکرات دستگاه دیپلماسی کشور با طرف های خارجی برای دستیابی به توافق جامع در خصوص مسایل هسته ای پیچیده و دشوار است ولی با امیدواری به پیش می رویم ، گرچه برخی تلاش ها در جهت تخریب این تعاملات صورت می گیرد.

روحانی با اشاره به قطعنامه اخیر پارلمان اروپا در قبال ایران ، اظهار کرد : از نظر دولت جمهوری اسلامی ایران این قطعنامه فاقد ارزش است و پارلمان اروپا کوچکتر از آن است که بخواهد به ملت برزگ ایران توهین کند.

رییس جمهوری با بیان اینکه این گونه قطعنامه ها هیچ اهمیتی ندارد ، گفت : در چهارسال گذشته ۶۰ قطعنامه با ادبیاتی تندتر از قطعنامه اخیر توسط این پارلمان علیه ایران صادر شد که هیچ ارزشی نداشت و در خصوص آن سرو صدایی هم نشد. خوشبختانه امروز بواسطه آرامش و شفافیت حاکم بر فضای سیاست خارجی کشور، کوچکترین اهانتی به وضوح شنیده و البته ملت ما در برابر سخنان موهن موضع می گیرد.

روحانی در عین حال افزود : قطعنامه پارلمان اروپا دارای بندهایی نظیر تاکید بر مذاکره و بهره گیری صرف از راه حل سیاسی بر سر برنامه هسته ای است که به وضوح در تضاد با نظر برخی دولتمردان آمریکایی مبنی بر "وجود همه گزینه ها بر روی میز است"، می باشد.

وی اظهار کرد: تاکید بر توسعه همکاری ها با ایران، استقبال از توافق موقت هسته ای و تلاش برای دستیابی به توافق دایم از نکات مثبت این قطعنامه است .

رییس جمهوری با اشاره به مزین شدن ابتدای سال ۹۳ بنام حضرت زهرا (س) ،نامگذاری امسال از سوی رهبر معظم انقلاب را یادآور شد و ابراز امیدواری کرد ، همه مردم و مسولان دست در دست یکدیگر در فضایی با نشاط مشکلات کشور و انقلاب را یکی پس از دیگری مرتفع کنند .

روحانی در خاتمه بار دیگر از آزادی سربازان میهن ابراز خرسندی کرد و خواستار رعایت اخلاق اسلامی، ادب، احترام به یکدیگر و پرهیز از توهین و دروغ در سالی که بنام اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی است، شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 9:24  توسط دوستداران بندپی  | 

جدول قیمت جدید بنزین، گازوئیل و CNG

مهر: جدول برآوردی قیمت جدید بنزین، گازوئیل و CNG براساس اظهارات امروز دوشنبه معاون اجرایی رئیس جمهور ( افزایش نرخ حامل‌های انرژی در فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها حداکثر 24 درصد) به علاوه 5 درصد عوارض فروش فرآورده های نفتی مصوب مجلس منتشر شد.

حسن روحانی رئیس جمهوری با صدور دستوری مسئولیت اجرای فاز دوم قانون هدفمند سازی یارانه ها را به معاونت اجرایی ریاست جمهوری واگذار کرده است.

بر این اساس، محمد شریعتمداری معاون اجرایی رئیس جمهوری امروز دوشنبه در اظهاراتی درباره آخرین وضعیت قیمت‌گذاری و ساز و کار عرضه انرژی با اجرای فاز دوم قانون هدفمندسازی یارانه‌ها، گفت: دولت به دنبال آن است که با یک شیب بسیار ملایم نرخ حامل‌های انرژی حداکثر تا سقف 24 درصد افزایش یابد.

این عضو کابینه دولت تدبیر و امید همچنین با تاکید بر اینکه در صورت هر گونه افزایش قیمت، بنزین 400 تومانی ذخیره سازی شده در کارت های هوشمند سوخت مردم همچون گذشته به قوت خود باقی می ماند، تصریح کرد: پس از ثبت‌نام افراد از طریق فرم‌های خوداظهاری که در اواخر فروردین انجام می‌شود، قیمت نهایی بنزین اعلام خواهد شد.

از این رو، در طول دو ماه گذشته تاکنون به ترتیب قیمت برق 24 درصد، بهای آب 20 درصد، قیمت گاز مشترکان خانگی 20 درصد و بهای گازمایع، نقت کوره و نفت سفید در محدوده 20 درصد افزایش یافته است.

در شرایط فعلی تنها قیمت جدید بنزین، گازوئیل و سی.ان.جی توسط دولت اعلام نشده است که با اظهارات امروز معاون اجرایی رئیس جمهوری، قیمت این سه فرآورده نفت و گاز را با حداکثر 24 درصد افزایش به علاوه 5 درصد عوارض فروش فرآورده های نفتی مصوب مجلس می‌توان محاسبه کرد.

بر این اساس، با احتساب 24 درصد افزایش قیمت اعلام شده از سوی معاون رئیس جمهور و احتساب 5 درصد عوارض فروش فرآورده های نفتی مصوب مجلس شورای اسلامی بهای بنزین، گازوئیل و سی.ان.جی با اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها دو افزایش حداکثر 24 و 5 درصدی را تجربه خواهد کرد.

محاسبات انجام شده، نشان می‌دهد با این افزایش قیمت بهای هر لیتر بنزین معمولی نیمه یارانه‌ای از 400 به حدود 520 تومان، بنزین سوپر نیمه یارانه‌ای حدود 650 تومان، قیمت هر لیتر بنزین معمولی آزاد حدود 910 تومان و قیمت هر لیتر بنزین سوپر آزاد حدود 1050 تومان خواهد بود.

از سوی دیگر قیمت هر لیتر گازوئیل نیمه یارانه ای از 150تومان فعلی به حدود 200 تومان و قیمت هر لیتر گازوئیل آزاد به حدود 450 تومان به ازای هر لیتر افزایش می یابد.

جدول برآوردی افزایش قیمت بنزین، گازوئیل و سی.ان.جی در فاز دوم هدفمندی  براساس اظهارات شریعتمداری

نام فرآورده نفتی

قیمت فعلی

میزان افزایش با احتساب 24 درصد افزایش قیمت

میزان افزایش با احتساب 5 درصد عوارض

قیمت نهایی با اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه‌ها

بنزین معمولی نیمه یارانه‌ای

400 تومان

496 تومان

25 تومان

حدود 520 تومان

بنزین سوپر نیمه یارانه‌ای

500 تومان

620 تومان

31 تومان

حدود 650 تومان

بنزین معمولی آزاد

700 تومان

868 تومان

43 تومان

حدود 910 تومان

بنزین سوپر آزاد

800 تومان

992 تومان

50 تومان

حدود 1050 تومان

گازوئیل نیمه یارانه‌ای

150 تومان

186 تومان

14 تومان

حدود 200 تومان

گازوئیل آزاد

350 تومان

434 تومان

22 تومان

حدود 450 تومان

سی.ان.جی

400 تومان

496 تومان

25 تومان

حدود 520 تومان

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 9:20  توسط دوستداران بندپی  | 

مطالب قدیمی‌تر