حسن عموزاده سماکوش

پیوند و دوستی

«ما همه رهین منت شما هستیم و اگر لایق باشیم خدمتگزار شما»

حضرت امام خمینی(ره)

امیدوارم که خداوند متعال توفیق دهد تا با تمام وجود در خدمت همشهریان عزیز باشیم. 

   ارادتمند همه بزرگواران، حسن عموزاده سماکوش

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 16:43  توسط دوستداران بندپی  | 

از جور تبر زار بنالند درختان!

سایت بندپی – جعفری : حکایت کنند؛ در ایام ماضی، مدیران و زعما در بلدی از بلاد بابل به نام بندپی شرقی با شوق و ذوق بر گرد کلنگی جمع شدند و به قوت بازو نوک آن در زمین جنگلی فرو کردند تا بیمارستانی بنا گردد. شنیدم اندر آن جمع وزیر رعنای بهداشت حاضر بود. به فراست دریافت که زمین علی الظاهر نه بایر است و نه اهدایی؛ بلکه بخشی از جنگل است. پس به سمت کلنگ نرفت تا تهمت قطع درخت و گرد تخریب محیط زیست بر دامنش ننشیند. اما والی ایالت و وکیل ملت در گرمای چله تابستان بی آنکه قبا از تن بدر کنند چنان مشتاقانه کلنگ بر زمین زدند که از شرار آن تیشه فرهاد خجل شد و مصرع " کز جور تبر زار بنالید سپیدار " از دیوان اشعار پروین پا به فرار نهاد.

انگار آن عزیز گرام و این نیاز دوران ایام خردی فراموش کردند که از مروت درختان و گیاه در دهشان برکت نم نم باران در تابستان از آسمان بر زمین نثار بود و لیک فصل شتا زیر چاچ؛ چشم نواز آدمیان گویند : درخت و جنگل و … در طبیعت همان ریه انسانند اگر طبیعت به صحت و سلامت باشد آدمی را حال خوش است وگرنه؛ بیمار؛ محتاج دارو و تیمار. این سالها در دو شگفتی متحیرم؛ اول اینکه هرکه آمد عمارتی بسازد؛ ابتدا در حاشیه مستقر شود مثل احداث مرغداری در کنار رجه. چون مدتی بگذرد مجوز حمله سراسری و تغییر کاربری به نام شهرک اشتغال زایی صادر گردد! بیچاره رجه که صدها سال به همین نام محل جولان دام و آدم ها بوداکنون شد شهرک صنعتی؛ میدان ویراژ ماشین های شاسی بلند. دوم اینکه این چه نادره فعلی است؟ که درخت و طبیعت از ما دریغ دارد؛ و حال ما ضعیف گرداند؛ آنگاه در بنای سیمانی از برای علاج؛ داروی شیمیایی در حلق ما فرو ریزد. ای مدیران همیشه کلنگ بدست یا کلنگی؛ التماس است: مجالمان دهید تا در طبیعت آن احسن الخالقین تنفسی کنیم که ممد حیات است و مفرح ذات.

مدیران محترم؛ از روایت " مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود " اینطور هم مستفاد می شود که بر منطقه ای آسیب مضاعف بار نکنید. یک بار تصمیم شما برای عمران و آبادی منطقه زندگی دام – مرتع چهار فصل رجه – را به اردوگاه برده داری نوین ( شهرک صنعتی) بدل کرد. حال سر آن دارید با غصب زمین جنگلی شافی آدمیان بیمار شوید؟ به حکم آنکه خود کرده را تدبیر نباشد ارتکاب چنین اقدامی شایسته نیست. چون زمانی که طبیعت به خشم آید مهارش ناممکن است. همینکه الان می بینیم گرمای طاقت فرسا و سیل بی امان و سرمای زودرس و نقل مکان اردیبهشت به بهمن ماه را.

هرگز نپندارید این مدعی جنگل منکر بیمارستان است که در وجودش شکاکان را هم شکی نیست. منتهی در مکان مناسب. راهش این است که به تاریخ برگردید. ۶۸ سال جلوتر در این منطقه شخصی فیروزی نام؛ بخشدار بود و قدر قدرت؛ با نفوذ بود و مقتدر؛ بی آنکه درختی قطع یا به حاشیه جنگلی تجاوز؛ یا مساحت مرتعی کم کند راه و مدرسه احداث نمود. درمانگاهی در زمین شخصی اش بنا نهاد؛ زنهار داشت " درخت افکن بود کم زندگانی " کز چنان اعمال پرهیز می نمود. نیک می دانست؛ قومی را عمری طولانی نسزد که به طبیعتش دستبرد زند النهایه حل مساله بیمارستان در این است که بر طبقات درمانگاه ۶۸ ساله بیفزایید که هم بر درجات روح آن مرد افزوده گردد و هم به رسم ادب؛ کار نیک از هر کس در هر مکان و زمان در چشم نسل حاضر؛ وزانت و وقار یابد و رسمی شود. حتی شایسته است نام فیروزی بزرگ را بر تارک بیمارستان بنشانید و این عین بزرگمردی است. نگران نباشید آن مرد دور اندیش؛ ۶۸ سال پیش زمین درمانگاه را آنقدر فراخ گرفت که جوابگوی شهر برای احداث بیمارستان ۳۲ تختخوابی بدون خلل در امد و شد امروز و ۶۸ سال دیگر باشد.

به جان و روان هر آنکس درود              که از مردمی باشدش تار و پود

* این مطلب توسط هفته نامه بابل نامه به چاپ رسیده است و برای بازنشر در اختیار سایت بندپی قرار گرفته است.  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۴ساعت 8:50  توسط دوستداران بندپی  | 

از جور تبر زار بنالند درختان!

سایت بندپی – جعفری : حکایت کنند؛ در ایام ماضی، مدیران و زعما در بلدی از بلاد بابل به نام بندپی شرقی با شوق و ذوق بر گرد کلنگی جمع شدند و به قوت بازو نوک آن در زمین جنگلی فرو کردند تا بیمارستانی بنا گردد. شنیدم اندر آن جمع وزیر رعنای بهداشت حاضر بود. به فراست دریافت که زمین علی الظاهر نه بایر است و نه اهدایی؛ بلکه بخشی از جنگل است. پس به سمت کلنگ نرفت تا تهمت قطع درخت و گرد تخریب محیط زیست بر دامنش ننشیند. اما والی ایالت و وکیل ملت در گرمای چله تابستان بی آنکه قبا از تن بدر کنند چنان مشتاقانه کلنگ بر زمین زدند که از شرار آن تیشه فرهاد خجل شد و مصرع " کز جور تبر زار بنالید سپیدار " از دیوان اشعار پروین پا به فرار نهاد.

انگار آن عزیز گرام و این نیاز دوران ایام خردی فراموش کردند که از مروت درختان و گیاه در دهشان برکت نم نم باران در تابستان از آسمان بر زمین نثار بود و لیک فصل شتا زیر چاچ؛ چشم نواز آدمیان گویند : درخت و جنگل و … در طبیعت همان ریه انسانند اگر طبیعت به صحت و سلامت باشد آدمی را حال خوش است وگرنه؛ بیمار؛ محتاج دارو و تیمار. این سالها در دو شگفتی متحیرم؛ اول اینکه هرکه آمد عمارتی بسازد؛ ابتدا در حاشیه مستقر شود مثل احداث مرغداری در کنار رجه. چون مدتی بگذرد مجوز حمله سراسری و تغییر کاربری به نام شهرک اشتغال زایی صادر گردد! بیچاره رجه که صدها سال به همین نام محل جولان دام و آدم ها بوداکنون شد شهرک صنعتی؛ میدان ویراژ ماشین های شاسی بلند. دوم اینکه این چه نادره فعلی است؟ که درخت و طبیعت از ما دریغ دارد؛ و حال ما ضعیف گرداند؛ آنگاه در بنای سیمانی از برای علاج؛ داروی شیمیایی در حلق ما فرو ریزد. ای مدیران همیشه کلنگ بدست یا کلنگی؛ التماس است: مجالمان دهید تا در طبیعت آن احسن الخالقین تنفسی کنیم که ممد حیات است و مفرح ذات.

مدیران محترم؛ از روایت " مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود " اینطور هم مستفاد می شود که بر منطقه ای آسیب مضاعف بار نکنید. یک بار تصمیم شما برای عمران و آبادی منطقه زندگی دام – مرتع چهار فصل رجه – را به اردوگاه برده داری نوین ( شهرک صنعتی) بدل کرد. حال سر آن دارید با غصب زمین جنگلی شافی آدمیان بیمار شوید؟ به حکم آنکه خود کرده را تدبیر نباشد ارتکاب چنین اقدامی شایسته نیست. چون زمانی که طبیعت به خشم آید مهارش ناممکن است. همینکه الان می بینیم گرمای طاقت فرسا و سیل بی امان و سرمای زودرس و نقل مکان اردیبهشت به بهمن ماه را.

هرگز نپندارید این مدعی جنگل منکر بیمارستان است که در وجودش شکاکان را هم شکی نیست. منتهی در مکان مناسب. راهش این است که به تاریخ برگردید. ۶۸ سال جلوتر در این منطقه شخصی فیروزی نام؛ بخشدار بود و قدر قدرت؛ با نفوذ بود و مقتدر؛ بی آنکه درختی قطع یا به حاشیه جنگلی تجاوز؛ یا مساحت مرتعی کم کند راه و مدرسه احداث نمود. درمانگاهی در زمین شخصی اش بنا نهاد؛ زنهار داشت " درخت افکن بود کم زندگانی " کز چنان اعمال پرهیز می نمود. نیک می دانست؛ قومی را عمری طولانی نسزد که به طبیعتش دستبرد زند النهایه حل مساله بیمارستان در این است که بر طبقات درمانگاه ۶۸ ساله بیفزایید که هم بر درجات روح آن مرد افزوده گردد و هم به رسم ادب؛ کار نیک از هر کس در هر مکان و زمان در چشم نسل حاضر؛ وزانت و وقار یابد و رسمی شود. حتی شایسته است نام فیروزی بزرگ را بر تارک بیمارستان بنشانید و این عین بزرگمردی است. نگران نباشید آن مرد دور اندیش؛ ۶۸ سال پیش زمین درمانگاه را آنقدر فراخ گرفت که جوابگوی شهر برای احداث بیمارستان ۳۲ تختخوابی بدون خلل در امد و شد امروز و ۶۸ سال دیگر باشد.

به جان و روان هر آنکس درود              که از مردمی باشدش تار و پود

* این مطلب توسط هفته نامه بابل نامه به چاپ رسیده است و برای بازنشر در اختیار سایت بندپی قرار گرفته است.  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۴ساعت 8:50  توسط دوستداران بندپی  | 

از جور تبر زار بنالند درختان!

سایت بندپی – جعفری : حکایت کنند؛ در ایام ماضی، مدیران و زعما در بلدی از بلاد بابل به نام بندپی شرقی با شوق و ذوق بر گرد کلنگی جمع شدند و به قوت بازو نوک آن در زمین جنگلی فرو کردند تا بیمارستانی بنا گردد. شنیدم اندر آن جمع وزیر رعنای بهداشت حاضر بود. به فراست دریافت که زمین علی الظاهر نه بایر است و نه اهدایی؛ بلکه بخشی از جنگل است. پس به سمت کلنگ نرفت تا تهمت قطع درخت و گرد تخریب محیط زیست بر دامنش ننشیند. اما والی ایالت و وکیل ملت در گرمای چله تابستان بی آنکه قبا از تن بدر کنند چنان مشتاقانه کلنگ بر زمین زدند که از شرار آن تیشه فرهاد خجل شد و مصرع " کز جور تبر زار بنالید سپیدار " از دیوان اشعار پروین پا به فرار نهاد.

انگار آن عزیز گرام و این نیاز دوران ایام خردی فراموش کردند که از مروت درختان و گیاه در دهشان برکت نم نم باران در تابستان از آسمان بر زمین نثار بود و لیک فصل شتا زیر چاچ؛ چشم نواز آدمیان گویند : درخت و جنگل و … در طبیعت همان ریه انسانند اگر طبیعت به صحت و سلامت باشد آدمی را حال خوش است وگرنه؛ بیمار؛ محتاج دارو و تیمار. این سالها در دو شگفتی متحیرم؛ اول اینکه هرکه آمد عمارتی بسازد؛ ابتدا در حاشیه مستقر شود مثل احداث مرغداری در کنار رجه. چون مدتی بگذرد مجوز حمله سراسری و تغییر کاربری به نام شهرک اشتغال زایی صادر گردد! بیچاره رجه که صدها سال به همین نام محل جولان دام و آدم ها بوداکنون شد شهرک صنعتی؛ میدان ویراژ ماشین های شاسی بلند. دوم اینکه این چه نادره فعلی است؟ که درخت و طبیعت از ما دریغ دارد؛ و حال ما ضعیف گرداند؛ آنگاه در بنای سیمانی از برای علاج؛ داروی شیمیایی در حلق ما فرو ریزد. ای مدیران همیشه کلنگ بدست یا کلنگی؛ التماس است: مجالمان دهید تا در طبیعت آن احسن الخالقین تنفسی کنیم که ممد حیات است و مفرح ذات.

مدیران محترم؛ از روایت " مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود " اینطور هم مستفاد می شود که بر منطقه ای آسیب مضاعف بار نکنید. یک بار تصمیم شما برای عمران و آبادی منطقه زندگی دام – مرتع چهار فصل رجه – را به اردوگاه برده داری نوین ( شهرک صنعتی) بدل کرد. حال سر آن دارید با غصب زمین جنگلی شافی آدمیان بیمار شوید؟ به حکم آنکه خود کرده را تدبیر نباشد ارتکاب چنین اقدامی شایسته نیست. چون زمانی که طبیعت به خشم آید مهارش ناممکن است. همینکه الان می بینیم گرمای طاقت فرسا و سیل بی امان و سرمای زودرس و نقل مکان اردیبهشت به بهمن ماه را.

هرگز نپندارید این مدعی جنگل منکر بیمارستان است که در وجودش شکاکان را هم شکی نیست. منتهی در مکان مناسب. راهش این است که به تاریخ برگردید. ۶۸ سال جلوتر در این منطقه شخصی فیروزی نام؛ بخشدار بود و قدر قدرت؛ با نفوذ بود و مقتدر؛ بی آنکه درختی قطع یا به حاشیه جنگلی تجاوز؛ یا مساحت مرتعی کم کند راه و مدرسه احداث نمود. درمانگاهی در زمین شخصی اش بنا نهاد؛ زنهار داشت " درخت افکن بود کم زندگانی " کز چنان اعمال پرهیز می نمود. نیک می دانست؛ قومی را عمری طولانی نسزد که به طبیعتش دستبرد زند النهایه حل مساله بیمارستان در این است که بر طبقات درمانگاه ۶۸ ساله بیفزایید که هم بر درجات روح آن مرد افزوده گردد و هم به رسم ادب؛ کار نیک از هر کس در هر مکان و زمان در چشم نسل حاضر؛ وزانت و وقار یابد و رسمی شود. حتی شایسته است نام فیروزی بزرگ را بر تارک بیمارستان بنشانید و این عین بزرگمردی است. نگران نباشید آن مرد دور اندیش؛ ۶۸ سال پیش زمین درمانگاه را آنقدر فراخ گرفت که جوابگوی شهر برای احداث بیمارستان ۳۲ تختخوابی بدون خلل در امد و شد امروز و ۶۸ سال دیگر باشد.

به جان و روان هر آنکس درود              که از مردمی باشدش تار و پود

* این مطلب توسط هفته نامه بابل نامه به چاپ رسیده است و برای بازنشر در اختیار سایت بندپی قرار گرفته است.  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۴ساعت 8:50  توسط دوستداران بندپی  | 

سیاست آمریکا و اسرائیل تجزیه کل منطقه و حتی عربستان است/ آمریکا حامی داعش است نه دشمن او

به گزارش جهان به نقل از فارس، سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان در مراسم جشن امروز به مناسبت پیروزی مقاومت بر رژیم صهیونیستی در ۱۴ آگوست سال ۲۰۰۶ به ایراد سخنرانی پرداخت.

در این مراسم که در محله «الحجیر» در جنوب لبنان برگزار می‌شود، شخصیت‌های لبنانی و میهمانان خارجی حضور دارند.

انتخاب این مکان برای برگزاری مراسم بی دلیل نبوده است؛ در این منطقه بود که تانک‌های مرکاوای اسرائیل منهدم شدند و ماشین و هیبت پوچ اسرائیل از حرکت بازماند.

سید حسن نصرالله در ابتدا با خیر مقدم به حاضرین در مراسم، به شهدای راه مقاومت سلام و درود فرستاد و سپس با اشاره به حمله تروریستی روز گذشته در شهرک صدر بغداد که منجر به کشته شدن ۷۵ نفر و زخمی شدن ۲۱۰ تن دیگر شد، گفت: امروز منطقه و ملت‌ها با تهدیدی جدی مواجه هستند.‎

وی با اشاره به سالگرد پیروزی در جنگ ۳۳ روزه تصریح کرد که در چنین روزی خداوند عزوجل صداقت ما را دید و این پیروزی را فرستاد‎.

دبیرکل حزب‌الله لبنان ادامه داد: زبان از تقدیر و تشکر و بیان عاجز است و بنابراین کلام به بوسیدن دستان خانوده‌های شهدا، مجروحان و مقاومین و تمام اسیب‌دیدگانی که به برکت جانفشانی آن‌ها این پیروزی‌ها رقم خورد؛ تبدیل می‌شود و ان‌شاءالله پیروزی شما همیشگی است.

نصرالله از همگان دعوت کرد تا این روز را به عنوان روز پیروزی الهی در جنگ تموز ثبت کنند و گفت: همچون روز ۲۵ می ۱۴ آگوست نیز روزی است که از پیروزی لبنان حکایت دارد.

وی در دلیل این سخن خود گفت: اولا اینکه امروز روز پایان تجاوز دشمن است و دوما اینکه امروز، روزی است که خانواده‌های ما از مکان‌هایی که به آن‌ها مهاجرت کرده بودند به سوی شهرشان بازگشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۴ساعت 12:17  توسط دوستداران بندپی  | 

چرا پرسپولیس نتیجه نمی گیرد ؟

سرویس ورزشی جهان - مسعود پاشنا : تیم فوتبال پرسپولیس در هفته سوم رقابتهای لیگ برتر فصل جاری به رغم نمایش زیبا مقابل تیم سپاهان در خانه حریف متوقف شد.

هر چند البته اشتباه محرز داور در کسب این نتیجه آشکار بود و سرخپوشان جوان مستحق حداقل یک امتیاز این بازی بودند ولی اشتباه دفاع و دروازه بان پرسپولیس در این دیدار همچون دو بازی قبلی کاملا مشهود بود .

گل اول بازی توسط حاج صفی از زاویه بسته به ثمر رسید ، گل دوم توسط اومانیاه ( گل به خودی) به اشتباه وارد دروازه این تیم شد ، گل سوم با اشتباه داور و پنالتی مشکوک به ثمر رسید و گل چهارم با اشتباه محرز مدافعان میانی همراه بود …

تیم فوتبال پرسپولیس در بازی اول مقابل پدیده دو گل دریافت کرد ، گل اول با اشتباه بنگر در دفع توپ به ثمر رسید و گل دوم رو اشتباه مدافعان میانی در آفساید گیری توسط بادامکی براحتی زده شد و صادقی هم هیچ حرکتی نکرد !

در بازی دوم سرخپوشان مقابل اهوازیها گل اول را با دفع ناشانه صادقی به ثمر رساندند و گل دوم با اشتباه نورمحمدی مدافع این تیم به ثمر رسید …

دریافت هشت گل در سه بازی فاجعه بار است ، جالب این که هر هشت گل هم با اشتباه مدافعان و دروازه بان این تیم به ثمر رسید !؟

تا همگان ناخودآگاه به یاد سید جلال حسینی بیفتند و احساس کنند که کمبود او در این تیم احساس می شود .

دو فصل پیش همین مدافعان در کنار سید جلال بهترین خط دفاعی را در لیگ برتر داشتند و سدی محکم برای مهاجمان بودند ولی…

با این که سیدجلال خودش تمایل داشت به تیم سابقش برگردد ولی عنوان شد که نام وی در فهرست برانکو نیست !؟

سید جلال مدافع اسبق تیم فوتبال پرسپولیس اظهار داشت: چرا می‌گویند من پای پرسپولیس ایستادگی نکردم؟ سال دومی که من در پرسپولیس بودم توانستیم یکی از بهترین عملکردها را در خط دفاعی داشته باشیم و اگر بدشانسی نمی‌آوردیم می‌توانستیم قهرمان شویم. من همیشه با جان و دل برای پرسپولیس کار کردم و حتی سرم را برای پرسپولیس می‌دادم و با بی‌پولی و نداری این باشگاه ساختم و حق من نیست این حرف‌ها پشت سرم گفته شود.

البته مشکل برانکو به خط دفاع ختم نمی شود و با رفتن نوری و گابریل این تیم با کمبود هافبک بازیساز مواجه است .برانکو در بازی نخست به اجبار خط حمله تیمش را با تیپ نوع دوم روانه میدان کرد. اما بدون پلی میکر! اگرچه علیپور با ضربه سر گل زد و رامین رضاییان با پاس های عمقی اش در چند نوبت بازیکنان تند و تیز پرسپولیس را در موقعیت گلزنی قرار داد اما قطعا اگر یک بازی ساز واقعی مثل نوری و گابریل در ترکیب پرسپولیس بود، پدیده دقایق پر التهابی را سپری می کرد. بدترین اتفاق برای مهاجمان تند و تیز پرسپولیس این است، برانکو به آنها و سرعت شان دل بسته اما خبری از هافبک بازیساز نیست.

به هر روی بر خلاف خط دفاعی تیم فوتبال پرسپولیس خط حمله این تیم کارنامه قابل قبولی داشت زدن ۵ گل در سه بازی موجب می شود که عملکرد مهاجمان این تیم را مثبت ارزیابی کنیم ، در مجموع این تیم در زمین فرمانده ندارد ، شاید ماندن محمد نوری کمک زیادی به این تیم می کرد و یا جذب سید جلال می توانست کمبودهای این تیم را به حداقل برساند…

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۴ساعت 12:14  توسط دوستداران بندپی  | 

امام جمعه بابل:

تغییر مدیریت مرکز معلولان نوشیروانی بابل پذیرفتنی نیست

امام جمعه بابل گفت: تغییر مدیریت مرکز معلولان نوشیروانی بابل پذیرفتنی نیست. 

به گزارش خبرگزاری فارس از بابل، حجت‌الاسلام حسن روحانی صبح امروز در دیدار با خیران مرکز معلولان نوشیروانی بابل با ابراز تاسف از وضعیت نامناسب اداره بهزیستی و مرکز معلولان نوشیروانی بابل، اظهار کرد: ریاست اداره بهزیستی و مرکز معلولان نوشیروانی بابل به‌عهده افرادی دلسوز و صدیق بود که با ارائه خدمات مناسب به افراد زیرپوشش مرکز معلولان نوشیروانی را به یک مرکز مهم ملی، استانی و شهرستانی تبدیل کرده بودند و مدام افراد زیرپوشش از خدمات ارائه شده ابراز رضایت می‌کردند.

وی افزود: طبق عملکرد ارائه‌ شده کمک مردمی مرکز معلولان نوشیروانی بابل در گذشته به‌صورت آنلاین بوده و میزان جذب کمک مردمی یک‌میلیارد و 650 میلیون تومان از سال 91 تا 93، سه برابر شد.

امام جمعه بابل تصریح کرد: تعداد معلولان زیرپوشش این مرکز حدود 430 نفر است که 135 نفر از زنان و مردان بالای 14 سال در داخل بخش و تعداد 300 نفر از پرونده مددجویان معلول زیرپوشش در منازل علاوه بر مستمری ماهانه از خدمات رفاهی، درمانی و توان پزشکی این مرکز نیز بهره‌مند بودند که این غیر از کمک‌های موردی مستمری بود که ارائه می‌شد.

روحانی ادامه داد: با بی‌تدبیری‌های جدی، دخالت‌های بی‌جا و مدیریت ضعیف اداره‌کل بهزیستی مازندران با تغییر مدیریت و عدم ثبات در مدیریت بهزیستی بابل، شاهد نابسامانی‌های زیادی در بهزیستی بابل هستیم که خدمات‌رسانی به افراد زیرپوشش این مرکز را مختل کرده است.

وی خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه مرکز معلولان نوشیروانی بابل از یادگاران مرحوم سیدحسن فلاح نوشیروانی بوده و به لحاظ شخصیتی که این فرد داشت انتظار داشتیم شرایط بهتری برای این مرکز شاهد باشیم و باید مسئولان حساسیت بیشتری نسبت به تغییر مدیریت این سازمان از خود نشان می‌دادند.

امام جمعه بابل در پایان توضیح داد: انتظار داریم رئیس بهزیستی کشور با احساس مسئولیت نسبت به مردم بابل، با بررسی وضعیت نامناسب تغییر مدیریت مرکز معلولان نوشیروانی بابل با سپردن این مجموعه به افرادی لایق و شایسته همچون گذشته زمینه خدمتگزاری برای افراد معلول و مورد نیاز را فراهم کند.

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد ۱۳۹۴ساعت 9:42  توسط دوستداران بندپی  | 

مراسم افطاری کارکنان مجمع تشخیص مصلحت نظام

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ساعت 14:6  توسط دوستداران بندپی  | 

از سوی سخنگوی قوه قضاییه تشریح شد:

به گزارش شمال نیوز، حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای در حاشیه نشست خبری هفته قوه قضاییه در پاسخ به خبرنگار مهر در مورد اینکه متاسفانه در فضای مجازی درباره برخی احکام قوه قضاییه اظهارات غلطی منتشر می کنند که از آن جمله می توان به مرخصی رحیمی و اینکه خیلی از متهمان تاکنون مرخصی نرفته اند و یا در مورد حکم ۱۰ سال حبس مهدی هاشمی که بسیار سبک است گفت: قوه قضاییه در رسانه و اطلاع رسانی باید اهتمام بیشتری داشته باشد و دستگاه قضا باید اول مطلع شود و بعد اعلام موضع کند.

البته این را هم باید بگویم که من خودم اهل وبگردی نیستم و نمی شود هر روز رسانه ها را دعوت کنیم تا در مورد یک اظهارنظر پاسخ بدهیم این همان چیزی است که دشمن می خواهد. در مورد مرخصی آقای رحیمی برای همه متهمان قابل اجرا است. بارها گفته ام کسانی که محکوم هستند و احتمال فرار آنها پایین است می توانند در این گونه شرایط درخواست مرخصی کنند چراکه زندانی حقوقی دارد اما افراد بی اطلاع حاشیه سازی می کنند.

وی در باره حکم مهدی هاشمی هم گفت: ما در اجرای قانون مجازات اسلامی دو قانون داریم که یکی برای قبل از سال ۹۲ و دیگری بعد از سال ۹۲ و قانون جدید است که در آن آمده اگر فردی دارای سه مجازات باشد بیشترین مجازات ها لحاظ شده و در اجرا آن مجازاتی که از همه بیشتر است اجرا می شود و یا اگر دو مجازات باشد آن یکی که بیشتر است اجرا خواهد شد.

در پرونده مهدی هاشمی، این متهم ۱۲ اتهام داشت که سه تای آن جرم محسوب شد که وی به دلیل اختلاس هفت سال، به دلیل ارتشاء پنج سال و به دلیل جرایم امنیتی به سه سال زندان محکوم شد که در مجموع ۱۵ سال است اما با قانون جدید وقتی پرونده به تجدید نظر رفت گفتند که در موضوع اختلاس حداکثر ۱۰ سال را باید لحاظ کنیم نه حداقل هفت سال و در موضوع ارتشاء هم بین ۵ تا ۱۰ سال، ۱۰ سال را لحاظ کرده اند و در موضوع جرایم امنیتی هم متهم به ۵ سال محکوم شد که در مجموع ۲۵ سال می شود اما چون در قانون جدید آمده است که بیشترین میزان مجازات باید اجرایی شود حکم قاضی ۱۰ سال شد.

سخنگوی دستگاه قضا گفت: پرونده هم اکنون در دادسرای اجرای احکام است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر ۱۳۹۴ساعت 14:40  توسط دوستداران بندپی  | 

تغییرات شش‌ماهه مديران دولتي از سه هزار نفر گذشت


گروه اقتصادی مشرق -در حالی که برخی حامیان دولت یازدهم، در توجیه ناکامی در اجرای طرح توزیع سبد کالا، ادعای سنگ‌اندازی مدیران مخالف دولت در بدنه دستگاه‌های اجرایی را مطرح کرده‌اند، آمار برکناری بیش از 3 هزار نفر از مدیران کشور در شش ماه اخیر، این ادعا را رد می‌کند.
طبق آمار مشرق از انتصابات دولت یازدهم، از 12 مردادماه تاکنون که شش ماه و یک هفته از روی کار آمدن دولت روحانی می‌گذرد، به طور میانگین هر روز 16 مدیر برکنار شده است.

نگاهی به جداول عزل و نصب‌ها نشان می‌دهد اکثر افرادی که از سوی دولت یازدهم در شش ماه اخیر به مناصب و پست‌های مدیریتی منصوب شده‌اند، وابسته به جریان اصلاح‌طلب هستند .

با وجود افراط برخی مسئولین دولت یازدهم در عزل و نصب‌های گسترده، برخی حامیان روحانی در هفته گذشته تلاش کردند علت ناکامی دولت در اجرای طرح توزیع سبد کالایی را سنگ‌اندازی مدیران غیرهمسو با دولت جا بزنند که با توجه به روند تسویه گسترده‌ای که در شش ماه اخیر صورت گرفته، این ادعا کاملا مردود است.

در هر حال این سوال مطرح است که روند عزل و نصب‌های گسترده در دولت یازدهم تا چه زمانی قرار است ادامه پیدا کند؟

ضمنا آمار تغییرات بدون محاسبه انتصاباتی است که رسانه ای نشده و عزل و نصب‌ها در سازمان‌ها و دستگاه‌هایی همچون سازمان انرژی اتمی و ....نیز در این جدول نیامده است.

جدول ذیل، تعداد تغییرات مدیران دستگاه‌ها را بر حسب رتبه نشان می‌دهد.

تغییرات 6 ماهه دولت به 3 هزار مورد رسید

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 15:55  توسط دوستداران بندپی  | 

مطالب قدیمی‌تر